محمد رضا واليزاده معجزى

131

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

شاهزاده مسعود ميرزا رفته‌رفته نزد پدر مقرب گرديد تا آنجا كه حكومت كردستان بعد از ابو الفتح ميرزا مويد الدوله و حكومت لرستان بعد از حمزه ميرزا حشمت الدوله ثانى « 1 » و حكومت خوزستان بعد از ميرزا نصر اللّه خان برادر دبير الملك ضميمه ايالت فارس و اصفهان شد و چندى بعد حكومت كرمانشاهان را پس از غلام رضا خان شهاب الملك و حكمرانى همدان و گلپايگان و خوانسار را بعد از محمد امين ميرزا به عهده مشار اليه واگذار كردند و چنان‌كه قبلا نوشتيم ، وسعت قلمرو حكومت ظل السلطان به قدرى وسيع بود كه [ برخى ] معتقدند به هزار ليره نقد و 74 هزار ليره جنس ماليات از مردم دريافت مىكرد و قسمتى از اين ماليات اختصاص به قشون ظل السلطان داشت . ظل السلطان مىكوشيد كه اين ارتش بيست و يك هزار نفرى از حيث تعليمات جنگى و فنون سپاهگرى به پاى ارتشهاى دول منظم اروپا برسد و چون به تجدد عقيده داشت ، سعى مىكرد كه افسران ارتش او عالم و درس خوانده باشند و چه بسا از محصلينى كه از مدرسه دار الفنون كه دانشگاه آن‌روز ايران بود فارغ التحصيل مىشدند و ناصر الدين شاه مانع از رجوع كار به آنها بود كه در نتيجه مردم ابراز علاقه به رفتن دار الفنون و تحصيلات عاليه و اخذ علوم جديده ننمايند ، لكن ظل السلطان به محض اطلاع از وجود اين فارغ التحصيلهاى بيكار فورا آنها را به كار دعوت و در ارتش خود به آنان شغل مىداد . على خان ناظم العلوم در مدرسه دار الفنون فرانسه تحصيل كرده و شاگرد دوم شده بود و در پايتخت به فرمان شاه به هيچ ذى فنى شغل داده نمىشد زيرا همان‌طور كه اشاره شد ، ناصر الدين شاه بر خلاف اوايل سلطنت كه ترقىخواه بود ، بعدا تغيير رأى داده و ميل نداشت كه سطح معرفت عمومى بالا برود و مردم تحصيلكرده و دانشمند باشند و مخصوصا اشخاص متبحر را كه هوش و استعدادى فوق العاده داشتند ، كنار مىگذاشتند . ظل السلطان على خان " ناظم العلوم " را به اصفهان برد و فرمانده توپخانه كرد . بعد از عزل ظل السلطان و برهم خوردن ارتش او ، على خان به تهران آمد به ناصر الدين شاه عرض شد كه اين صاحب‌منصب لايق را نمىتوان بيكار گذاشت . چون در تهران توپخانه وجود نداشت امر داد كه در مدرسه تدريس كند . " ارتش ظل السلطان روزبه‌روز ورزيده‌تر و تسليحات و تجهيزات آن كاملتر مىشد و در افراد چنين جارى بود كه شاهزاده با تهيه اين ارتش مجهز و نيرومند خيالات مخالفت با برادر خود

--> ( 1 ) . حشمت الدوله‌ها دو نفر بوده‌اند و هردو آنها در لرستان حكومت كرده‌اند . حشمت الدوله محمد حسين ميرزا پسر بزرگ محمد على ميرزا دولتشاه و حشمت الدوله دوم همين شاهزاده بوده است .